السيد حامد النقوي
135
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
يتولاه ، و قيل : كان سبب ذلك ، ان أسامة بن زيد قال لعلي : لست مولاى ، انما مولاى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه ، فقال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه : « من كنت مولاه فعلى مولاه » . و نقل عن الشافعى رضى اللَّه عنه انه قال : أراد بذلك ولاء الاسلام ، قال اللَّه تعالى : ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا [ 1 ] أي وليهم و ناصرهم ] الخ . و ابو عبد اللَّه فضل اللَّه بن تاج الدين أبى سعيد الحسن بن الحسن بن يوسف التورپشتى در « معتمد في المعتقد » گفته : [ از جمله آنچه بدان استدلال مىكنند در خلافت على بعد از رسول اين حديث است كه « من كنت مولاه فعلى مولاه » مىگويند : اين حديث دليل است بر آنكه امير المؤمنين على رضى اللَّه عنه اولى تر مردمان است بخلافت . جواب آنست كه اين تاويل مستقيم نيست ، زيرا كه بفاء تعقيب ولايت على را بر ولايت خود عطف كرد ، و با فاء تعقيب تراخى نتواند بود ، يعنى بايد كه چون ولايت پيغمبر صلى اللَّه عليه و سلم ثابت شد ، ولايت على بر عقب اين ثابت شود ، و از آنجا لازم آيد كه ولايت على در زمان رسول صلى اللَّه عليه و آله قائم بوده باشد ، و آن روا نباشد كه وى با رسول صلى اللَّه عليه و سلم در حكم ولايت مشارك باشد ، و چون مقتضاى اين صيغه در حيات رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم در حكم اين تاويل ثابت نشود بدانچه بعد از وفات است در اين حديث شما را متمسك نباشد ، پس مراد از اين موالات دين است ، و مفهوم اين حديث آنست كه هر كه من دوست و ياور ويم ، على دوست و يار وى است . و شافعى عليه الرحمة گفت كه مراد ازين حديث موالاة اسلام است ] .
--> [ 1 ] سورة محمد ( ص ) : 11 .